نیاز به طلب همسر یا طلب عشق را که اکثرا به آن توجهی ندارند مخصوصا اشخاصی که از نظر تمایلات جنسی فعالند، فکر می کنند که نیاز آنها به عشق و دوست داشتن برطرف شده یا اشباع شده اند، در صورتیکه اینطور نیست.
دکتر آلبرت که یک روانکاو است می گوید مرد یا زنی که فقط به ارضا ء تمایلات جنسی خود می اندیشد اگرچه ظاهرش نیز ممکن است آراسته و مرتب باشد ولی هیچ حرکات و اشارات بدنی بدون کلام ،از خود برای طلب عشق وتوجه بروز نمی دهد .
اما در افرادی که بدنبال برقراری ارتباط عمیق حسی وعاطفی هستند حرکات واشارات بدنی آنها بدین شکل بروز می کند: آنها با آراستن ظاهر و مطمئن شدن از اینکه دیگران،آراستگی آنها را تشخیص بدهند وحتی بوسیله ور رفتن با موها یا اظهار نظر در باره ی وضع لباس وظاهر خود (حتی با گفتن جوک) بدنبال تایید حس خود وبرقراری ارتباط مورد نظرشان هستند.
همین حرکات و اشارات بدنی تعشق ، در خانمها با کمی تفاوت وجود دارد مثلا خانمها برای جلب توجه (تعشق)جنس مخالف شروع به بازی کردن با موها ویا به حرکت در آوردن و صاف کردن یقه لباس یا دامن ،خود ویا مرتب کردن روسری خود می کنند و یا اگر آیینه ای در محیط وجود داشته باشد هر از گاهی نگاهی به آن انداخته و یا با جابجا کردن پا در کفش وسپس عذر خواهی وگفتن اینکه چون جلوی شما راحتم این حرکت را انجام دادم
ویا راه رفتن با نازو کرشمه ،تمام یا یکی از این حرکات یا اشارات بدنی بدون کلام استفاده می کنند و سپس مرد هم فوراً به فکر آراستن حرکات و اشارات خود می افتد . اگر باور ندارید در آینده اگر با خانمی مواجه شدید که پس از جابجایی پاها ویادر آوردن پا از کفش ، نگاهی به شما انداخت و گفت چون با شما راحت هستم وگرنه اینکارو انجام نمی دادم و شما با بی اعتنایی وبی توجهی(چه مثبت چه منفی)با ار روبرو شدید . خواهید دید که به چه سرعت کفشها را پوشیده و بقیه حرکات و اشارات و حتی کلام او در رابطه با تعشق پایان می پذیرد .
اصولا خانمها با نشان دادن (راحت بودن خود)در برابر دیگران نیاز به طلب عشق و یا نزدیکی در رابطه را بروز می دهند . واین نیاز ها همانطور که گفته شد مختص به تمایلات جنسی و شهوانی نمی باشند.
در میان مردم اشخاص بسیار کمی هستند که ذاتاً و طبیعتاً ، هم عاشقند و هم معشوق ، وآراستن حرکات و اشارات بدنی برای آنها مفهومی ندارد چه بسا تمام حرکات واشارات بدنی آنها کاملا طبیعی بوده وگیرائی خاصی برای برقراری ارتباطات در هرجا و در هر موقعیتی را دارند :این اشخاص کسانی هستند که ذاتاً و طبیعتا زبان و عقل وقلب آنها باهم یکی است و در نتیجه رفتار درونی و برونی (جسم و روح )آنها بطور اتو مات یکی است .



